نمی دانست

یک روز بر سر کلاس استاد دیبازر (استاد بزرگ هامونی) نشسته بودیم که چند جمله پای تخته نوشت.

اول فکر کردیم که می خواهد با کمی شوخی کلاس را از حالت خشک خارج کند ولی بعد فهمیدیم که می خواهد ما را وارد که بحثی کند که از درس هارمونی مهم تر بود بعد از بحث بر روی این چند جمله به همه گفت این جملات را ادامه دهید و من اینگونه نوشتم:

نمی داند که می داند

نمی خواهد که بداند

در پی رخدادی می داند که نمی داند

............

می خواهد که بداند

اما کمی دیر است

...........

هیچ وقت دیر نیست

اما متاسفانه وقت نیست

.........

شروع می کند

جستجو می کند (نقطه ی آغاز را)

می خواهد بداند

که چرا نمی داند

کمک می خواهد

اما خود را تنها می بیند

........

زمانی دانست که دیگر مرده بود

 

سرنوشت بر در می کوبد

سرنوشت بر در می کوبد

و در سرازیری زمان

در را می شکند

و مرگ پیروزمندانه

عشق را بر در شکسته نقاشی می کند

سرنوشت بر در می کوبد

22/4/89

برادر ژاک

برادر ژاک

برادر ژاک

بیدار شو

زنگ رو بزن

دونگ ، دانگ ، دونگ

شاید این شعر کودکانه براتون آشنا باشه مخصوصا اگر یک رابطه با مسیحیت داشته باشید. البته ترجمه این شعر در زبان های مختلف حتی  گاهی دقیقا خود شعر نبوده چون بیشتر از خود شعر آهنگ شعر مهم در نظر گرفته میشه چون یک سرود کلیساییه نمی دونم  به فارسی چطور ترجمه شده ولی متن فرانسوی که متن اولیه محسوب میشه معنی بالا رو داره.

خوب جریان گفتن این شعر این بوده که یکی از شب ها کسی که مسئول زدن زنگ کلیسا بوده (همون برادر ژاک) در خواب خوش بسر می برده که یک نفر این شعر رو براش می خونه (بصورت بسیار شاد) که زنگ کلیسا رو بزنه که مردم از نماز شب عقب نمونن.

از اون زمان تا حالا این شعر به صورت یک سرود کلیسایی توی کودکستان های اروپایی به بچه ها یاد داده می شده

دختر گوستاو مالر (موسیقیدان اتریشی) این شعر رو توی مهد کودک یاد گرفته بود. اما از شانس بد مالر این دختر کوچولو فوت کرد و مالر این آهنگ این شعر رو از شادی در اورد و به یه مارش عذا تبدیل کرد وسمفونی تیتان رو ساخت. این شعر باز هم توی این مارش معنی میده فقط فرقش اینه که برادر ژاک باید بخاطر مرگ یک نفر زنگ رو به صدا در بیاره.

اگر به این سمفونی کامل گوش بدید می بینید که بعد از اون عذای اولیه ملودی حالت رقص گونه به خودش می گیره که مالر می خواسته جنون خودشو در برابر این اتفاق نشون بده حتی بعضی اوقات صداهای اشتباه می شنویم که همه به عمد استفاده شده تا زمانی که کل ملودی کله پا می شه.

mahler

Télécharger le fichier MP3 (Interprétation humaine)

http://www.free-scores.com/partitions_telecharger.php?partition=12861

ترجمه آزاد از یکی از اشعار ساموئل بکت

دوست می دارم

لحظه لحظه مرگ را

بارانی نرم نرم

که  می فرساید هر روز

خاک گورستان را

و خیابان هایی

که لگد مال کنند

تن بیمارم  را

اشک می ریزم

و تمنا کنان

از همشان می خواهم

دوست بدارند مرا

 

 ۴/۴/89

بکت