تا صبح بیدار بودم
تا صبح بیدار بودم
خود را بی خواب کردم
تا صبح بیدار بودم
شب را خراب کردم
تا صبح بیدار بودم
برای هیچ کار کردم
تا صبح بیدار بودم
زندگی دشوار کردم
تا صبح بیدار بودم
گرهی سفت کردم
تا صبح بیدار بودم
سپید را سیاه کردم
تا صبح بیدار بودم
رنگ را تباه کردم
تا صبح بیدار بودم
آب آسیاب کردم
تا صبح بیدار بودم
چاه را بی آب کردم
تا صبح بیدار بودم
تاب را بی تاب کردم
تا صبح بیدار بودم
راه را سراب کردم
تا صبح بیدار بودم
قفل را خراب کردم
تا صبح بیدار بودم
زنجیر به پای کردم
تا صبح بیدار بودم
گل را چو خار کردم
تا صبح بیدار بودم
خود را بی راه کردم
تا صبح بیدار بودم
شاید اشتباه کردم
تا صبح بیدار بودم
27/1/89
3 بامداد
پ.ن:آدم ابله تمام شب بیدار می ماند وبه همه چیز فکر می کند چون بامداد آید از فکر زیاد خسته شده اما مشکلش هنوز حل نشده (از کلام اساطیر ملت های شمال اروپا)
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۰۱/۲۷ ساعت 6:33 PM توسط پنگوئن
|