گنجشکک اشی مشی

لب بوم ما نشی

گربه داریم خورده می شی

آدم داریم زندون می شی

تنها می شی

اسیر می شی

از همه هم بیزار می شی

کنج قفس دق می کنی

پیر و چروکیده می شی

راستی آهای گنجشککم

آدمای ما بچه دارن

بچه هاشون سنگ دارن کمون دارن

می زننت زخمی می شی خونی می شی

آخه تو جات تو جنگلاست

با بقیه پرنده هاست

شهر می خوای چه کار کنی؟

آدم می خوای چه کار کنی؟

قحتیه؟

حیوون ندیدی؟

حیوونه ناطق ندیدی؟

دیرت شده باید بری

یادت باشه از این به بعد

هر جا دلت می خواد بشی

تو شهر ما هیچ جا نشی

۸۹/۷/۲